درسنامه آموزشی مدیریت خانواده و سبک زندگی پسران کلاس دوازدهم
درس 13: پختگی اجتماعی 1
همجوشی (صفحه 75 کتاب درسی)
| درک خواسته ها و انتظارات دیگران بددهنی و شوخی های رکیک بی احترامی به دیگران و بزرگترها برخوردهای خشن با دیگران مسخره کردن دیگران لج بازی خودشیفتگی منت گذاشتن |
قهر جر و بحث گلایۀ بیش از حد و نیش زدن پر توقعی ناسپاسی توجه به قضاوت دیگران فخرفروشی و به رخ کشیدن گوشه گیری |
کدام یک از رفتارهای بالا در بین دانش آموزان رواج بیشتری دارد؟
به نظر شما فردی که به پختگی اجتماعی رسیده باشد، کدام یک از این رفتارها را کمتر بروز میدهد؟
گاهی از اینکه دیگران با شما رفتار بچگانه داشتهاند، اذیت شدهاید؛ چرا که خودتان حس میکنید دیگر بچه نیستید و مایلید در بحثها و فعالیتهایی که بزرگسالان دارند، به رسمیت شناخته شوید. آن چیزی که تابلوی اجتماعی شما را به عنوان یک بزرگسال معرفی میکند، بلوغ اجتماعی شماست. مردم عموما در این سن و سال انتظار بلوغ اجتماعی از همۀ نوجوانان ندارند. ولی نوجوانی که به این بلوغ رسیده باشد، برخورد متفاوت و ممتازی نسبت به سایر همسالان با او خواهد شد. بنابراین بلوغ اجتماعی برای پسر نوجوان یک امتیاز است که رفتار کودکانۀ دیگران با او را تغییر خواهد داد.
تاکنون به رفتارهای کودکان توجه کردهاید؟ برای کودکان مهم نیست که در جامعه چگونه قضاوت میشوند؛ برای آنها فرقی ندارد کجا باشند و دیگران ببینند یا نبینند. برای همین در حال و هوای خودشان زندگی میکنند و وقتی چیزی را میخواهند، بدون توجه به موقعیت آن را مطرح میکنند. برخی از آنان وقتی بزرگتر میشوند هم در محیط اجتماع بی توجه به قضاوتهای دیگران رفتارهای خاصی از خود نشان میدهند. اینها نشاندهنده این است که آنها هنوز به بلوغ اجتماعی نرسیدهاند.
بلوغ اجتماعی یعنی اینکه نه تنها به خود و خواستههای خود اهمّیت میدهید؛ بلکه خواستههای دیگران نیز برایتان مهم است. هم چنین توانایی ارتباط مؤثر با دیگران را داشته و حقوق دیگران را نیز رعایت میکنید. پختگی به معنی نداشتن شادابی، نشاط و تحرک نیست. از یک نوجوان انتظار میرود که شور و هیجان و انرژی لازم را در عرصههای اجتماعی از خود نشان دهد. بعضی از افراد به بهانۀ پختگی، ژست پیری و بزرگسالی به خود میگیرند و این خود نشان دهندۀ خامی آنهاست.

ادب، محور پختگی اجتماعی
محور و اساس پختگی اجتماعی «ادب» و رعایت «آداب» است. ادب یعنی شما حد و مرز و اندازه را در گفتار، رفتار و تعامل با دیگران رعایت کنید ، البته حد و مرزها را عقل تشخیص میدهد و عقل و «پختگی عقلی»، باعث میشود انسان آداب زندگی اجتماعی را از اطراف خود کسب کند و آنها را مراعات کند. بنابراین کسی که بی ادب است در واقع عاقل نیست.
«آداب» آن بخش از قواعد و ضوابط رفتاری است که در فرهنگ و عرف و دین وجود دارد. مؤدب بودن و رعایت کردن آداب شما را انسانی رشدیافته و فرهیخته به دیگران معرفی میکند.
شاخصهای پختگی اجتماعی
پختگی اجتماعی شاخصها و نشانههایی دارد که با دقت و تمرین در موضوعات مختلف زندگی میتوان آنها را تقویت کرد که مهمترین آنها عبارتاند از:
1- حفظ احترام دیگران
یکی از شاخصههای پختگی اجتماعی، این است که انسان برای دیگران احترام قائل باشد، حتی اگر نظرات آنها را نمیپذیرد یا رفتارشان را نمیپسندد. جامعه پر از تنوع اعتقادی، مذهبی، سیاسی و فرهنگی است و همه باید یاد بگیریم برای شخصیت یکدیگر ارزش قائل باشیم. به تعبیر امام علی سایر افراد جامعه، یا همکیشان تو هستند و یا اینکه مانند تو یک انساناند و خداوند آنها را تکریم کرده است. فردی که عزت نفس بالایی داشته باشد، مراقب است که با احترام گذاشتن به دیگران، حرمت خودش را نیز حفظ کند.
فردی که از تمسخر و تحقیر دیگران لذت میبرد و با طعنه و برچسب زدن به دیگران خوش میگذراند، ممکن است بعدها نیز پختگی به خرج ندهد و حتی در جمع نیز همسرش را تحقیر یا مسخره کند؛ یا اینکه با طعنهزدن یا مقایسه کردن دست روی نقاط ضعف همسرش بگذارد که همۀ اینها باعث تنش و چه بسا رفتار متقابل میشود.
2- تشکر و قدردانی
قدرشناس بودن، یکی از نشانههای پختگی اجتماعی است. در برابر زحمات دیگران تشکر و قدرشناسی کنید و ناسپاس نباشید. امام صادق کسی را که بابت زحمات دیگران تشکر نمیکند، به راهزنی تشبیه کردهاند که خیر و نیکی را از مردم میدزدد؛ چرا که دیگران را از انجام کار خیر پشیمان میکند.
3- دوری از توقعات غیرمنطقی و عکسالعملهای بچگانه
بعضیها پرمدعا و پرتوقع، مدام طلبکار دیگراناند و از همه انتظار دارند، حتی احتمال هم نمیدهند که پر توقعاند و کاری که از دیگران میخواهند، در توان یا وظیفۀ دیگران نیست. کافی است همین توقع را دیگران از آنها داشته باشند که بهطور طبیعی ناراحت میشوند و زیربار نمیروند؛ چرا که این افراد مطالبات و انتظاراتشان بالا و برعکس حس مسئولیت و خدماتشان پایین است.
اگر میبینید به طور مکرر از دیگران انتظاراتی دارید که قادر به برآوردنش نیستند، احتمال بدهید که شاید بعضی از انتظاراتتان نامعقول باشد؛ پس سعی کنید آنها را متعادل و منطقی سازید.
در ذهن تو چه میگذرد (صفحه 77 کتاب درسی)
تاکنون چه توقعاتی از اطرافیانت داشتی که اگر دیگران از تو داشتند ناراحت میشدی؟
پسری که هنوز اهل لجبازیهای کودکانه است، جر و بحث با دیگران را کش میدهد، با تلخی، خشم و حتی قهر به دنبال تحقق خواستههایش است، یا به دلایل مختلفی همیشه از شرایط گلایه دارد، باید برای بلوغ و پختگی اجتماعیاش تلاش کند. این پسران در تمام ارتباطات خانوادگی و اجتماعی و بعدها در ارتباط با همسرشان همین مشکلات را با واکنشهای غلط تشدید خواهند کرد. مگر اینکه خودشان را اصلاح کنند.
4- مدیریت رفتار در هیجانات
هر انسانی، در طول زندگی روزمره خود با اتفاقاتی روبهرو میشود؛ به اموری فکر میکند و اعمالی انجام میدهد که همگی میتوانند در او، احساسات یا هیجاناتی را به وجود بیاورند. این احساسات و هیجانات، در شکل دادن به رفتارها و واکنشهای بعدی بسیار مؤثر است.
در برابر این هیجانات برخی اختیار خود را دست احساساتشان داده و اجازه میدهند هیجان بر آنها چیره شود. کسانی که در حالت خشم، خستگی یا ناراحتی یا برعکس در حالت خوشی، نشاط و پیروزی توجهی به رعایت ادب ندارند، جزء این دسته هستند.
برخی دیگر هیجانات مثبت یا منفی خود را سرکوب میکنند و اجازه بروز به آن نمیدهند. این افراد پس از مدتی یا کاسه صبرشان لبریز میشود و یا دچار اختلالات رفتاری میشوند.
بعضی نیز هیجانات خود را مدیریت میکنند؛ یعنی نسبت به هیجان و احساس خود آگاه و هوشیار هستند و سعی میکنند به میزان مناسب، در زمان مناسب و به روش مناسب از خود هیجان نشان دهند. افرادی که تحمل و بردباریشان را تقویت کردهاند، در واقع هیجانات خود را مدیریت نمودهاند. این افراد به پختگی اجتماعی رسیدهاند.
توان مدیریتی پسران در مدیریت کششها، یکی از نشانههای بلوغ اجتماعی است. چش مچرانی، رفت و آمد در محیطهای نامناسبِ اخلاقی و با دوستان ناباب، استفادۀ نامناسب از خودروی شخصی، روابط و شوخیهای غلط با همسالان از نشانههای نپختگی اجتماعی است. تابلویی که فرد از خود و تعاملاتش در فضای مجازی ارائه میدهد، پختگی اجتماعی او را برای دیگران نشان میدهد.
برای مدیریت هیجانات، میتوانید از راهکارهای زیر استفاده کنید:
بردباری کنید:
هنگامی که خشم، انزجار، تنفر یا شادی، تمام وجود شما را فرا گرفت، قبل از هرگونه واکنشی، برای لحظهای، توقف و بردباری کنید؛ بردباری یعنی تحمل داشته و عکسالعملتان را در بهترین وقت بروز دهید. در این مواقع، در ذهن خود، یک علامت ایست یا توقف را مجسم کنید. از خود بپرسید «اگر این هیجان بر من غلبه پیدا کند، چه اتفاقی میافتد؟» با این سؤال پیامدهای ناشی از حرفی که میخواهید بزنید، تصمیمی که میخواهید بگیرید یا رفتاری که میخواهید انجام دهید، در ذهنتان مجسم میشود. این توقفِ لحظهای در برابر هیجانات مختلف را تکرار و تمرین کنید.
جوگیر نشوید:
در شرایطی که دوستانتان هیجانزده تصمیمات نپختهای میگیرند و از شما نیز میخواهند با آنها همراه شوید، جوگیر نشوید و برای همرنگی با آنها رفتار نسنجیدهای انجام ندهید. به قول معروف «در جمع عقل انسان میرود» و ممکن است رفتار نامعقولی از خود نشان دهد.
زود صمیمی نشوید:
در مورد هیجانات دیگران و رابطه با آنها جانب احتیاط را رعایت کنید. لازم نیست که زود وارد روابط صمیمی شوید؛ مثلاً وقتی فردی را دوست دارید ولی او ابراز احساسات ندارد، یا بر عکس قبل از آنکه او را شناخته باشید و به او اعتماد داشته باشید، او بخواهد با شما بیش از حد صمیمی شود، در این صورت جایگاه و حریم خودتان را حفظ کنید، در برقراری روابط صمیمی شتاب نکنید و بروز احساسات خود را مدیریت کنید.
در مخالفت تندروی نکنید:
به مخالف خود هر حرفی را نزنید؛ ممکن است روزی همین فرد با شما دوست شود و شما شرمندۀ او بشوید.
با وقار باشید:
در صحنههای اجتماعی به ویژه هنگام بروز هیجانات، با حفظ شور و نشاط جوانی، وقار و متانت خود را حفظ کنید.
5- حساسیت اجتماعی
پختگی اجتماعی به این معنا نیست که فرد حرکت بی خطر و یا بی اثری در جامعه داشته باشد. فرد پخته، نسبت به اطراف خود حساس است و نسبت به آسیبهای محیط و مشکلات دیگران هوشمند است. این فرد هر جا که بتواند تغییری در اطراف خود ایجاد کند، وارد میشود و برای اصلاح هر آسیبی که در جامعه ببیند، اقدام خواهد کرد. کمک به اصلاح رفتار دیگران یا همان امر به معروف و نهی از منکر مصداقی از حساسیت اجتماعی مؤثر است.
علاوه بر این نسبت به مشکلات و دردسرهایی که برای دیگران پیش میآید نیز حساس است و برای حل مشکلات آنها نیز با جدیت تلاش میکند.
6- حفظ اسرار خود و دیگران
اسرار آن چیزهایی است که باید در دل پنهان بماند یا حداکثر به اشخاص مخصوصی گفته شود. یاد بگیرید نه تنها اسرار دیگران را حفظ کنید، بلکه همۀ اسرار خودتان را هم بروز ندهید و بعضیهایش را برای خودتان محرمانه بگذارید. سفرۀ دلتان را پیش هر کسی باز نکنید. هر کسی مورد اعتماد نیست؛ بیان ناراحتیها به کسی که نمیتواند کمکتان کند، شخصیتتان را کم ارزش میکند. حتی برای دوستان صمیمی خود هم لازم نیست تمامی مسائلتان را بازگو کنید؛ شاید روزی مورد سوء استفاده قرار گیرد.
گاهی فاش کردن اسرار یک نفر، میتواند آبروی او را به خطر بیندازد و در زندگی او تأثیر عمیقی بگذارد. حفظ اسرار خود و دیگران از نشانههای پختگی اجتماعی است.